به بعد) زندگي كرد؛ در سال 1348 يا پس از آن درگذشت.
او تاريخي درباب سالهاي 1198 تا 1348 نوشت. نوشتن آن را در سال 1340 آغاز كرد و تاريخ را تا همان زمان ادامه داد، آنگاه ذيل حوادث را تا سال 1348 به صورت سالنامه ثبت كرد؛ سپس كوشيد تمام آن را بازبيني كند و مقدمهاي عمومي بر آن افزود. اين تاريخ بيشتر مربوط به جنوب آلمان است و تاريخ مبارزه ميان لودويگ و پاپهاي آوينيون، كشمكش ميان اشراف سوابيا و شهرها و غيره است. بهويژه از لحاظ تاريخ دورهٴ اخير 1300 ـ 1348 بسيار باارزش است. گهگاه ذكري از وقايع كشورهاي ديگر به ميان آمده، ولي توجه خاص به مسائل فرانسيسيان معطوف بوده است؛ مثلاً حفظ خلاصهاي از نخستين نامهٴ جوواني مونتهكوروينويي (متوفا حدود 1328) از چين را بدو مديونيم (ولي آن را به يك راهب آلماني، شايد آرنولد كلني نسبت دادهاند).
يوهان وينترتوري در همهٴ مواردي كه به فرقهٴ وي مربوط نميشد بيطرفي شاياني داشت و گزارش او از لحاظ فرهنگي داراي ارزش ويژهاي است.
5. فـروبـومـان
هـوكسِـم1
مورخ لييژي (بلژيكي؛ 1279 ـ 1348).
يان هوكسم در هوكسم، يكي از دهكدههاي هوگرد نزديك تيرلمون (در ايالت برابان بلژيك) در ماه فوريهٴ
21279 به دنيا آمد. در سال 1296 در پاريس دانشجو بود و از سال 1305 تا 1308 در مدرسهٴ معروف حقوق در اورلئان حضور داشت. در سال 1305 در ليون، كلمنس پنجم را در هنگام تاجگذاري بهعنوان پاپ ملاقات كرد.
در سال 1308 به ميهنش بازگشت و در تيرلمون و برابان به مقامات ديني دست يافت.
زندگي اجتماعي واقعي او از سال 1315 آغاز شد، هنگامي كه كانُن لييژ شد.
باقي عمرش بيشتر در آن شهر يا در هوي (1325 ـ 1330) گذشت و آن زماني بود كه بهخاطر دشمني مردم شهر با شاهزاده اسقف لييژ برگزاري مراسم عبادي در آن شهر ميسر نبود. از سال 1317 تا 1340 رئيس مدرسهٴ كليساي جامع لييژ بود. در سال 1325 به آوينيون رفت و با پاپ يوحناي بيست و دوم درباب مشكلات ميان كانُنها، شاهزاده اسقف و شوراي شهر لييژ
مذاكرات زيادي داشت. در دوم اكتبر 1348، احتمالاً از بيماري طاعون كه خود شاهد
شيوع آن